تبليغاتX
 وبلاگ تخصصی$ نفیسه$

وبلاگ تخصصی$ نفیسه$

اگر مینویسم از عشق ، بدان که تنها از تو و از عشق تو می نویسم ...

همه ی آدمای مهربون

خاطره هامو که بغل کردم ،دلتنگی رو از رو شونه هام تکوندم

اما قدم های خستم جز با جاده ی دلتنگی آشنا نبود

تنهایی غربت میاره ، تلخه

مث حقییقت زندگی منو عذابم می ده

می خوام اشکامو تهدید کنم ببارن اما

شونه ای نیست که اشکامو مهمون کنه

دستام سنگینی خاطره هامو تاب نمیاره

مجبورم یه گوشه ی خلوت بذارمشون و برم

به خدا راحت نیس چال کردن اون همه خاطره ی تلخ

ولی چاره ای نیست همشونو زیر یه عالم خاک ریختم

دلم واسه سرنوشت خاک می سوزه

نمی خوام حس کنم مسافرم اما کوله پشتیم

اینو می گه می خوام از شرش خلاص شم

انداختمش یه گوشه و به را ه رفتنم ادامه دادم

اونم تو یه مقصد گنگ و بن بست

حالا منم و جاده و تاریکی

دیگه فقط تنهاییه که روحمو چنگ می زنه

پلکام شدن ابر بارونی

با هر قدمی که بر می دارم ،یه قطره

بی کسی رو اروم هل می دن تا رد پامو ببوسن

می دونم هیشکی بدرقم نمیکنه

ترانه های تنهاییم جلوی چشمام حرکت می کنن

مرگ لحظه هامو دیدم،شک ندارم

چه بده بدونی کسی منتظرت نیست

من میدونم ولی بازم می رم

می دونم جز من و خزون کسی عابر

این جاده نبوده ،میدونم...

من محکومم به تحمل تنهایی من با غرورم

هیشکیو باخودم هم قصه نکردم

من تو انزوای خودم مرگو بارها لمس کردم

مرگ احساسمو

کاش روز بشه اما اینجا فقط شبه

یه شب پر تاریکی

از گشتن و پیدا کردن حتی

یه قطره نورکه نا امید می شم

تنم خسته می شه

سرمو رو شونه های تقدیر تکیه می دم

میدونم تقدیر ،قادره بدترین شکل

غربتو برام ورق بزنه

زیاده خواهی کردم،سهمم

جز غربت چیز دیگه ای نیست

سرنوشتم همینه

وقتی پلکام باز شد

خودمو دیدم وسط یه دنیا

نور طلایی مه رو بدنم راه

می رفت، خورشید خانم چشمامو

قلقلک می داد تا بیدا شدم

من پا شدم خوابی در کار نبود

با کلی حوصله به افتاب زندگیم

سلام دادم

حالا خوشحال از یه روز تازه

از صمیم قلبم آرزو می کنم

همه ی آدمای مهربون

زندگیشون

پر نور و طراوت باشه

 


 

نوشته شده توسط نفیسه در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 8:34 موضوع | لینک ثابت


فقط تو.........

بگذار زیبایی برای تو باشد نه برای نگاه تو

بگذار فرشته ی عشق در انتظار تو باشد نه در هجر تو

اگر رسم اینست که بسوزم باید پروانه بودن را تجربه کرد

اگر مي داني در آسمان زيباي عشق ، پرندۀ كوچكي هستم

آسمان خود را كوچك كن تا ، براي تو بزرگترين باشم

 

بگذار من باشم و تو

بگذار كسي ديگر پرواز را با تو نداند

 بگذار من باشم و تو

 

چگونه مي شود تو زير باران باشي و من در هياهوي طوفان نگاه تو غرق ؟

بگذار سايه باني باشم ، بگذار قايقي باشي و دستانت ناجي من

بگذار دريا باشد و چشمان من

بگذار ساحل باشد و پاهاي ناتوان من

آه ، ديگر ترانه اي نيست تا آهنگش باشم و تو نوازندۀ آن

بگذار دستانت به بلنداي سكوت من در انتظار دستان من باشد

بگذار آخرين نگاهي كه تو بر من كردي ، اولين حضور شادي ام باشد

 مي داني ؟

 تمام شب براي خاطراتت ،

معبدي مي ساختم و پرستش مي كردم ياد ترا

اما

باز هم

بگذار تا من براي تو عابدي باشم تنها

بگذار تا براي عشق من ، خدايي باشي يگانه تر از من

 


 

نوشته شده توسط نفیسه در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 8:22 موضوع | لینک ثابت


کاش هیچ روزی نگذرد تا فاصله تو با من بیشتر نشود...!


 

نوشته شده توسط نفیسه در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 8:19 موضوع | لینک ثابت


بارووون

چیست                                                            

 این باران که دلخواه من است؟

زیر چتر او روانم روشن است.

چشم دل وا می کنم

قصه ی یک قطره باران را تماشا می کنم:

در فضا،

همچو من در چاه تنهایی رها،

می زند در موج حیرت دست و پا،

خود نمی داند که می افتد کجا!

.

.

.

با تب تنهایی جانکاه خویش،

زیر باران می سپارم راه خویش!

 

 


 

نوشته شده توسط نفیسه در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 8:11 موضوع | لینک ثابت


دفتر خاطرات را ورق زدی

هرگاه در زير پايت صدای خش خش برگها را احساس کردی ...

هرگاه در ميان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش ديدی...

هرگاه به ياد لحظه های با هم بودن افتادی...

برای يک بار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو !

يادش بخير!!

 


 

نوشته شده توسط نفیسه در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 8:6 موضوع | لینک ثابت


من اینجا خیلی تنهام...

یه روز بهم گفت: «می‌خوام باهات دوست باشم؛ 


آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام». بهش لبخند زدم

و گفتم: «آره می‌دونم. فكر خوبیه.من هم خیلی

تنهام». یه روز دیگه بهم گفت: «می‌خوام تا ابد

باهات بمونم؛ آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام
».

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم. فكر خوبیه.من


هم خیلی تنهام». یه روز دیگه گفت: «می‌خوام برم یه

جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه. بعد كه همه

چیز روبراه شد تو هم بیا. آخه می‌دونی؟ من اینجا

خیلی تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم
.

فكر خوبیه. من هم خیلی تنهام». یه روز تو نامه‌ش


نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم. آخه می‌دونی؟

من اینجا خیلی تنهام». براش یه لبخند كشیدم و

زیرش نوشتم: «آره می‌دونم. فكر خوبیه.من هم خیلی

تنهام». یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت: «من

قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم. آخه

می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام». براش یه لبخند

كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می‌دونم. فكر خوبیه
.

من هم خیلی تنهام
».

حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی


خوشحالم و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که

نمی دونه من هنوز هم خیلی تنهام...


 

نوشته شده توسط نفیسه در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 13:25 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط نفیسه در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 12:2 موضوع | لینک ثابت


دل به چشمای تو بستم تو شدی همه وجودم

عشق تو باور من شد با تموم تاروپودم

هرکی اومد سر راهم چشمامو بستم و ندیدم

عکس تو توی دست من بود تورو با دلم خریدم

برای نفس کشیدن عشق تو دلیل من بود

بودن تو پیش چشمام خواب و رویای شبم بود

من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم

ندونستم تو غروبی وای چه تلخه سرنوشتم
www.hamtaraneh.com
من توی بهد گرگ و میشم تو چته!
من زدم تیشه به ریشه ام تو چته!
از نگاه عرضه خیال من دارم شکنجه می شم تو چته!
اسممو چند دفعه بردی تا حالا!
چند ستاره کم آوردی تا حالا!
تو مثل من که همش بد میاره به در بسته نخودی تا حالا!
دددددددددددل دیگه بسشه درد
توی بذره حسرت
توی سایه های مردن
آهههههه دیگه خسته شودم
دل شکسته شودم
بازم  می مانم
من پل دست نیازم تو چته!
من می سوزمو می سازم تو چته!
توی غبار زندگی منم که مفت از تو نیستمو می بازم تو چته!
من همونم که شکستیش یادته!
به رگ فاصله بستیش یادته!
حالا آمدی چی رو نشون بدی ؟ دلی که نمی پرستیش یادته!
دددددددددددل دیگه بسشه درد
توی بذره حسرت
توی سایه های مردن
آهههههه دیگه خسته شودم
دل شکسته شودم
بازم  می مانم
عشق تو شعله خلوصه واسه من میگیم فرصت شب و روزه واسه هم فکر آس و پاسی خودتو کن نمی خواد دلت بسوزه واسه من


 

نوشته شده توسط نفیسه در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 11:59 موضوع | لینک ثابت


دوستان

Photobucket


 

نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 15:1 موضوع | لینک ثابت


گل


 

نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 14:57 موضوع | لینک ثابت


@نیاگارا@


 

نوشته شده توسط نفیسه در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 11:30 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط نفیسه در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 10:15 موضوع | لینک ثابت


اووون منم

on manam ke asheghooone shere cheshmatooo migoftam... hanozam khiss mishe cheshmam vaghty yade too mioftam... hanozam miaee to khabam  . to shabaye por setaree.. hanozam migam khodaya kashki bar garde dobareeeeeeeeeeeeeee

Copy


 

نوشته شده توسط نفیسه در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 14:21 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط نفیسه در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط نفیسه در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 14:14 موضوع | لینک ثابت


نفس


 

نوشته شده توسط نفیسه در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 14:14 موضوع | لینک ثابت


من عاشق هيچ كس نيستم ...

من عاشق هيچ كس نيستم ، من عاشق غروبم . عاشق نشستن و خيره شدن به غروب . من عاشق ابرم كه هر چه شبنم است از اوست . عاشق سنگ انداختن توي آب و گوش كردن به صداي دلنشين موج . من عاشق نشستن با دوستان پاك و عاشقم هستم . عاشق خنده هاشان و ديوانگي هاشان . من عاشق چرخ و فلكم . عاشق نان و پنير و سبزي ... آه كه چه حالي دارد . ميتونم عاشق بشم وقتي باران مي بارد . عاشق دلباختن با يك نگاهم . من عاشقم . عاشق بغض هاي خفته ام . عاشق بوسيدنم . عاشق گريستن در حضور دوستم . عاشق سكوت مرموز دل هاي شكسته ام . عاشق نگاه خيره به ديوارم . عاشق گم شدن و به اوج رسيدن در خيال هستم . من عاشق سادگي شعرهاي سهرابم و عاشق غناي حافظ . من عاشق صداي مادرم هستم . عاشق آرامشي كه به من مي بخشد . عاشق موسيقي ام . من عاشق نواختن هم هستم  و روزي من خواهم نواخت . غم هاي دلم را خواهم نواخت و شكستنش را به تار خوام كشيد . من عاشق لحظات غروبم و عاشق برگ زرد خزان . عاشق خش خش برگ ها زير پاي يك عاشق دل شكسته ام . شايد اين برگ ها هم تابع دل اوست! ... در آخر اينکه من همراه غروب عاشق مي شوم و همه طول شب را عاشق مي مانم . به سرزمين خيال مي روم و از عشق مي نويسم . از احساس خوب عاشق بودن . من عاشق اين احساسم ... فقط همين



 

نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:10 موضوع | لینک ثابت


اينجاي که من هستم بوي بارون مياد ، بوي عشق مياد ...
روزهاي باراني روزهاي عاشقاست ...
به نيت بارون چند لحظه پشت پنجره مي ايستم ، سرمو به شيشه مي چسبانم ...
دوست دارم چشمامو ببندم و به هيچي فکر نکنم ... دوست دارم برم تو خيابون همون جا
دراز بکشم تا آسمون با سيل اشکاش منو پاک کنه ... دوست دارم پاي درد دل بارون بشينم
تا ببينم معشوقش کيه که اين جور داره براش اشک مي ريزه ...
يک غمي تو صداشه که دل سنگو مي ترکونه ..


 

نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:57 موضوع | لینک ثابت


عشق؟؟؟


 

نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:50 موضوع | لینک ثابت


نامه.....


 

نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:46 موضوع | لینک ثابت


ایران

0166


 

نوشته شده توسط نفیسه در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 11:4 موضوع | لینک ثابت


عاشقانه

دیدم خیلی داره از مدت آپ قبلی میگذره گفتم یه عاشقانه بذارم

ساحل عشق


 

نوشته شده توسط نفیسه در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 10:58 موضوع | لینک ثابت


 

؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!


 

      


 

نوشته شده توسط نفیسه در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 13:54 موضوع | لینک ثابت


ساحل بهانه ایست ... رفتن رسیدن است ..

همه چیز و همه کس را دوست بدار اما به همه چیز و همه کس دل نبند ، هر رفتنی رسیدن نیست اما برای رسیدن راهی جز رفتن نیست ...............................

 

 

سبــــــــــــــــــز باشید و خــــــــــــــــــــــــــــــــــرم !!!


 

نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 9:36 موضوع | لینک ثابت


ديگه بي من برو يه لحظه نميخوام تو رو

ديگه تموم شد همه چي بين من و تو

بسه غصه بسه گريه زاري

بسه اينهمه شب و روز بي قراري

نميخوام تو رو مهم نيست كجايي

بعد اين همه وقت سر نوشتمون شد جدايي

 

TinyPic image


 


 

نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 9:30 موضوع | لینک ثابت


آرام سایشگاه

آرامش ... آسایش ..... معنی این کلمه ها یعنی چی؟ اصلا به نظر شما  معنی این کلمه ها با هم فرق داره؟

به نظر شما آدم تو این عکس چه وضعی داره.... تو کدوم حالته؟

خوشحال میشم اگه نظرت رو در باره ی این مطلب بدونم


 

نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 9:18 موضوع | لینک ثابت


روزهایی  یک پیام آشنا بودی برایم

با قدم هایت برایم شعر می خواندی

خنده هایت چون شکوفه زندگی کی داد

بر درخت سیب پیر و کهنه ی جانم

در کنار مهر می ماندی.

 

می سرودی تو برایم از صداقت با نفسهایت

می نشاندی بر دلم بذرسرور و شادمانی را،

می گذشتی از تمام دردهای غربت و اندوه

می تراواندی به قلبم نورهای مهربانی را.

***

در میان آسمان تیره و تاریک شب،

یک ستاره،

یک درخشش،

در میان ابرهای سرد و تی احساس،

روبروی من،

نرم نرمان رو به ظلمت رفت.

 

رودهای جاری فصل بهار من

بی خروش و بی هیاهو، در پی دریای غربت رفت. 

 

در میان کوچه های فصل تنهایی

برگ ها زرد پاییزی،

زیر آوار غریب آروزها ناله ها سر داد؛

موج دریای حضور و عشق،

از برای رفتن و دریا شدن

بی تکاپو، لابه ها سر داد...

***

اینک از باغ خیالم با تو می گویم

(از همان تارای بی همراز،

از همان نهر نهفته در کویری خشک،

از همان پایان بی آغاز)

 

آن زمان رفته و فانی

گام می بردی به سوی خانه ی قلبم

یک پیام آشنا بودی،

چون شکوفه

بر درخت سیب باغ من

مهریان و باوفا بودی.

***

اینک اما گام هایت... پیام دیگری دارد،

(خنده هایت هم برایم تازگی دارد)

 

آن زمان تو باغبان باغ من بودی

اینک اما،

باغبانی هم برایم معنی تازه تری دارد.

***

آن زمان

تو در خیال من پلی بودی

روی دریاهای تردید و پریشانی،

اینک اما پل شدی سوی تمام خستگی هایم؛

آن زمان ماه سپید قصه ها بودی

اینک اما مرز شب هستی برای سادگی هایم.

***

کاش می شد لحظه ها را بازگردانیم،

خنده ها را بر لبان بسته ای کاریم،

 

روی فرش زندگی ها نقش بنگاریم

نقشی از گل های رنگین ستاره ها،

نقشی از آواز بلبل ها،

نقشی از معنای شادی ها؛

 

اینک اما،

نقش ها هم رنگ می بازند...

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط نفیسه در جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 7:38 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط نفیسه در دوشنبه نهم مهر 1386 ساعت 7:39 موضوع | لینک ثابت


Did you know that those who appear to be very strong in heart, are real weak and most susceptible?  
آیا میدانستید آنهایی که از نظر احساسی بسیار قوی به نظر میرسند در واقع بسیار ضعیف و شکننده هستند

 
 
 
 
 

Did you know that those who spend their time protecting others are the ones that really need someone to protect them?  
آیا میدانستید که آنهایی که زندگیشان را وقف مراقبت از دیگران میکنند خود به کسی برای مراقبت نیاز دارند

 
 
 
 
 

Did you know that the three most difficult things to say are:  
 
I love you, Sorry and help me
 
آیا میدانستید که  سه جمله ای که بیان آنها از همه جملات سخت تر است  
دوستت دارم  متاسفم و به من کمک کن
 
میباشد

 
 
 
 
 

Did you know that those who dress in red are more confident in themselves?  
آیا میدانستید که کسانی که قرمز میپوشند از اعتماد بیشتری نسبت به خود بر خوردارند

 
 
 
 
 

Did you know that those who dress in yellow are those that enjoy their beauty?  
آیا میدانستیدکه کسانی که زرد میپوشند از زیبایی خود لذت میبرند

 


 

Did you know that those who dress in black, are those who want to be unnoticed and need your help and understanding?  
و آیا میدانستید که کسانی که لباس مشکی به تن میکنند نمیخواهند مورد توجه قرار گیرند ولی به کمک و درک شما نیاز دارند

 
 
 
 
 

Did you know that when you help someone, the help is returned in two folds?  
آیا میدانستید که زمانی که به کسی کمک میکنید اثر آن دوبار به سوی شما بر میگردد

 
 
 
 
 

Did you know that it's easier to say what you feel in writing than saying it to someone in the face? But did you know that it has more value when you say it to their face?  
و آیا میدانستید که نوشتن احساسات بسیار آسانتر از رودرو بیان کردن آنهاست اما ارزش رودرو گفتن بسی بیشتر است

 
 
 
 
 

Did you know that if you ask for something in faith, your wishes are granted?  
آیا میدانستید که اگر چیزی رابا ایمان از خداوند بخواهید به شما عطا خواهد شد

 
 
 
 
 

Did you know that you can make your dreams come true, like falling in love, becoming rich, staying healthy, if you ask for it by faith, and if you really knew, you'd be surprised by what you could do.    
آیا میدانستید که شما میتوانید به رویاهایتان جامه عمل بپوشانید رویاهایی مانند عشق ثروت سلامت اگر آنها رابا اعتقاد بخواهید و اگر واقعا این موضوع را میدانستید از آنچه قادر به انجامش بودید متعجب میشدید  

 
 
 
 
 

But don't believe everything I tell you, until you try it for yourself, if you know someone that is in need of something that I mentioned, and you know that you can help, you'll see that it will be returned in two-fold.  
اما به آنچه من به شما میگویم ایمان نیاورید تا زمانیکه خودتان آنها را امتحان کنید اگر شما بدانید که کسی نیاز به چیزی دارد که من گفتم و بدانید که میتوانید به او کمک کنید متوجه خواهید شد که آن چیز دوبار به سوی شما باز خواهد گشت

 

 


 

نوشته شده توسط نفیسه در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 9:33 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط نفیسه در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 1:38 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com

FreeCod Fall Hafez